السيد محمد محسن الطهراني

24

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى)

« ما انسان را در بهترين و ممتازترين جايگاه عالم خلقت قرار داديم ، سپس او را به پائين‌ترين مرتبه و جايگاه در سلسله مراتب وجود تنزّل داديم . » دو حيثيّت و جنبهء لحاظ شده در انسان و بر اساس اين نشأت و انتهاء ، دو حيثيّت وجودى در خلقت او لحاظ شده است . يكى جنبهء روحانيّت و تجرّد ماهوى آن كه همان ذات پروردگار و وجود مطلق است ، و دوّم حيثيّت و جنبهء ظلمانى او كه تلبّس به لباس عالم مادّه و انغمار در كثرت و مظاهر عالم كثرت است . و بدين لحاظ در گذران عمر در عالم مادّه پيوسته در دغدغه و تشويش دريافت و آگاهى بر حقيقت و ذات خويش به سر مىبرد ، از يك طرف به واسطهء تعلّق و ارتباطش با مبدأ أعلى و وسائط و اسباب اين ربط چون فطرت و قوّهء عاقله ، دائماً در نفس خود احساس به نوعى خلأ وجودى و افتقار ماهوى در رابطه با اين پديده دارد و خود را مرهون كشش‌ها و جاذبه‌ها و نفحات عالم قدس مىبيند و در اين ادراك و شعور ، حقيقتى را ماوراء اين حوادث و قضاياى روزمرّه مادّى و دنيوى احساس مىكند ، گويا وجود حقيقى خود را متعلّق به عالم ديگرى مىبيند كه چند روزى در اين عالم فانى به عاريتش آورده‌اند ، و از پى مقصد و غايتى در اين دنيا مأوى داده‌اند . من ملك بودم و فردوس برين جايم بود * آدم آورد در اين دير خراب آبادم [ 1 ] * * * خنك آن روز كه پرواز كنم تا بر دوست * به هواى سر كويش پر و بالى بزنم [ 2 ] و از طرف ديگر به واسطه هبوط و نزول در عالم مادّه و شهوات و غفلات

--> [ 1 ] - ديوان حافظ ، يك بيت از غزل 362 . [ 2 ] - از غزليّات مولوى .